تبليغاتX
توریست

توریست

دوستای گلم سلام

بالاخره برگشتم ولی اینبار متفاوت .یعنی اینبار یه برنامه ریختم تا بتونم بیشتر رو وبلاگم وقت بذارم و بتونم بیشتر با شما دوستای گلم ارتباط داشته باشم و جواب محبتاتونو بدم.

یه مطلب جالب آوردم  که فکر کنم خوندنش خالی از لطف نباشه

ويروس عشق!!!!

چيزی که توی مملکت اصيل و با فرهنگ ما زياده، چيزی نيست جز عشق و عاشقی.
هرکسی با يه نگاه، يا صدا عاشق مي‌شه و يا بلعکس متنفر مي‌شه!
اصولا گيرنده‌های رمانتيک قلب ما ايرونيا خيلی آنتن دهيش قويه و اتومات و فوری جواب می‌ده.
اونچيزی که اينروزا ما اسمشو گذاشتيم عشق چيزی جز يه ويروس نيست.
ويروسی که از طريق چشم ها، آهنگ صدا، نوشته ها و تصاوير، اصطکاکات و... منتقل ميشه و فوق‌العاده خطرناکه....
وقتی اين ويروس خوشگله وارد تن آدم ميشه يه سری اتفاقاتی به شرح زير صورت مي‌گيره:
1- بالا رفتن دمای بدن (يه چيزی تو مايه‌های تب)
2- افزايش ضربان قلب و اضطراب و هيجان.
3- کم اشتهايي و يا بلعکس.
4- بی تفاوتی نسبت به همه چيز غير از عامل انتقال دهنده ويروس.
5- بی‌خوابی و آبريزش از چشم و گاهی بينی و بعضی موارد از دهان.
6- سردرد، گلو درد، دل درد، درد مواضع ماهيچه‌ای گردن و ستون فقرات و کمر و اجزای وابسته.
7- فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصميم‌گيری عقلانی.
8- تمايل شديد به شماره‌گيری تلفنی.
9- تزلزل شخصيتی و افت قدرت اعتماد به نفس و تمايل به مرگ.
10- تمايل به خنديدن يا گريه شديد.
11- افزايش شديد ميل خودکشی.
12- ضعف شديد و کلی دستگاه عمومی بدن.
13- تمايل شديد به خواندن شعر، شنيدن ترانه و دراز کشيدن روی تخت.
14- فوران آه‌های متمادی از ته دل.
15- گيجی، منگی، قاط زدن و ميل زياد به پياده روی.
16- اعتياد به سيگار، ترياک، هرويين، مرفين، کوکايين، کافئين، وازلين، استالين و ...ـئين.
17- فعاليت فوق‌العاده سلول‌های تصوير سازی و تخيل مغز.
18- قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و پارکينسون موضعی مخ.
19- نياز شديد به محبت و آب يخ و چای و آب قند.
20- توجه بيشتر به آيينه و وسواس شديد صورتی.
21- تمايل بی‌اندازه به تکيه کردن به يک شخص يا پشتی محکم.
22- خواب روزانه و تغيير هويت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.
23- مبتلا شدن به بيماريهايي از قبيل مازوخيسم، قانقاريا، کم‌حرفيسم، ورميسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!
24- افسردگی و ... مرگ.
همونطور که مشاهده كرديد، اين ويروس شهرام پهرام حاليش نيست. بی‌رحم و نامرده و توی تن هرکی بيفته فيتيله پيچش ميکنه.
اين ويروس هيچ جوری هم درمون نميشه مگه اينکه يه جورای خاصی دوباره به تن کسی که اين ويروس رو منتقل كرده، برگردانده شود!!
القصه... بد درديه اين عشق. شاعر ميگه:
زدست ديده و دل هر دو فرياد / که اين عشق است که ما را داده بر باد
و يا : عشق من منو صدا کن / اين ويروسو از تنم جدا کن(شاعر معاصر گم نام: م. و)
خلاصه... اين از جريان عشق آلوده امروزی که ترکيبيه از شهوت، سکس، ذره هايي از عشق اصيل فراموش شده، تنها گريزی، پولداری، بيکاری، اينترنت، چشم و هم چشمی و....
و اما در اين بيماری هيچوقت انتقال دهنده اوليه ويروس مقصر نيست بلکه اون گيرنده است که یه جورائی خودشو میندازه توی بدبختی و بیماری عشق.  

 

وقتی پویا میره مسجد اینجوریا میشه

البته دمش گرم که نمازشو سروقت میخونه

مجبورم ساعت خلوت ببرمش

            

             

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:49  توسط علی  |