در این تنهائی
زیر نور مهتاب سایه ای میبینم
که بسوی من دست دراز کرده است
شاید او همان خدائی است که همه میگویند
آری اینگونه است که اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست و با من هست
سالهاست بدنبال او میگردم
سالهاست نام او را میشنوم و در کتابها میخوانم
سالهاست در ذهن پریشانم تجسمش میکنم
سالهاست خدا را ميفهمم ولي نميفهمم او كيست
خدايا تو خدا نيستي چون خداي تنها براي عظمتت تو اندك است
تو قدرت لايزال هستي و تو رحمت بي پاياني...
پس هميشه بامن باش و تنهايم نگذار
متشكرم ![]()
